سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۴

روایتی از یک نشست کتابخوانی متفاوت در بجنورد؛

مرز میان نقد و قضاوت؛ وقتی یک جمله می‌تواند ذوق کتابخوانی را خاموش کند

خراسان شمالی - کراپ‌شده

نشست‌های فرهنگی کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی شهر بجنورد با حضور علاقه‌مندان به کتاب و مطالعه، این بار میزبانِ میهمان ویژه‌ای بود که تجربه‌های زیسته خود را با اعضای باشگاه کتابخوانی به اشتراک گذاشت؛ روایتی که مریم گریوانی؛ کتابدار این کتابخانه، آن را به رشته تحریر درآورده است.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان خراسان شمالی، در نشست اخیر کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی که با حضور جمعی از اعضای فعال برگزار شد، موضوع «مرز میان نقد و قضاوت در کتابخوانی» مورد بحث و تبادل‌نظر قرار گرفت. مریم گریوانی؛ کتابدار این کتابخانه، در روایتی شنیدنی از این نشست، حال‌وهوای حضور یکی از اعضای جدید و باسابقه فرهنگی را این‌گونه توصیف کرده است:

این بار دوازده نفر دور هم جمع شدیم و مهمان ویژه‌ای هم داشتیم؛ لیدا، که برای نخستین بار به کتابخانه ما آمده بود.

لیدا از تجربه سی‌ودو سال تدریس زبان انگلیسی گفت؛ از اینکه در تمام این سال‌ها تلاش کرده زبان را با شیوه‌ها و روش‌های تازه و به‌روز آموزش بدهد.

بقیه هم خاطراتی از یادگیری زبان در دوران مدرسه گفتند و خندیدیم.

لیدا، از عشقش به کتاب هم گفت. وقتی از کتاب حرف می‌زد، چشم‌هایش از شوقی کودکانه برق می‌زد. کتاب برای او مثل یک موجود زنده است.

می‌گفت وقتی در نشست‌های کتابخوانی شرکت می‌کند و کتابی را که دوست دارد، به بدترین شکل نقد می‌کنند، غمگین می‌شود. به نظرش، به جای حمله به کتاب، بهتر است هرکس نظر و برداشت خودش را محترمانه و بدون قضاوت بیان کند.

شاید این هم یکی از همان عادت‌های ماست که درباره هر چیزی زود قضاوت می‌کنیم، مقایسه می‌کنیم و گاهی با یک جمله، ذوق دیگری را کور می‌کنیم.

بعد، از سفری که به تاج‌محل داشت گفت؛ از زیبایی آن و اینکه چطور در تماشایش غرق شده بود. اما یکی از همسفرانش گفته بود: اصفهان خودمان خیلی بهتر از این‌ها دارد.

سال‌هاست که از تهران به بجنورد مهاجرت کرده. آرامش شهر را دوست دارد، کتاب‌ها و کتابخوان‌هایش را و در این سال‌ها دوستان زیادی در میان کتابخوان‌های شهر پیدا کرده است.

کم‌کم مسیر گفت‌وگوی ما به این پرسش رسید: ما باید کتاب‌ها را نقد کنیم یا فقط نظر و برداشت خودمان را بگوییم؟ مرز میان نقد و قضاوت کجاست؟

لیدا کمی زودتر از ما پر زد و از نشست گفتگو رفت. کتاب به او بال‌هایی برای پرواز بخشیده؛ سبکبال، رها و خندان رفت.

امیدواریم دوباره برگردد؛ پرنده مهاجر کتاب‌خوان...

مرز میان نقد و قضاوت؛ وقتی یک جمله می‌تواند ذوق کتابخوانی را خاموش کند